قانون هشتاد بیست
قانون هشتاد بیست به افتخار کاشف این پدیده برای اولین بار به نام پارتو نیز معروف است و این قانون از نام یک اقتصاددان ایتالیایی موسوم به آلفردو پارتو گرفته شده است . این اقتصاددان بر این باور است که بر اساس این قانون هشتاد درصد ثروت و دارایی های یک کشور از آن بیست درصد شهروندان آن بوده و این قانون در مورد سایر مسایل نیز صدق می کند . برای مثال پژوهشگرانی چون ریچاردکخ بر این باورند که قانون پارتو در مورد اصول مدیریت زمان نیز صدق می کند . بدین معنی که فرد می تواند هشتاد درصد از نتایج کاری مورد نظرش را تنها با اختصاص بیست درصد از وقتش کسب کند .برای مثال اگر بطور نرمال تهیه یک گزارش مالی جامع به دو ساعت زمان نیاز داشته باشد فرد می تواند با اختصاص تنها نیم ساعتش در این خصوص به هشتاد در صد نتایج مورد نظرش دست یابد . با نگاهی گذرا به کارکرد قانون پارتو که در فوق بدن اشاره شده است باز هم از زاویه دیگر متوجه می شویم که کمال گرایی و تمامیت خواهی مطروحه در این فصل محکوم به زوال است چون ابتلا به عارضه زندگی کمال گرایی بدین معنی است که فرد در رابطه با همه کارها و وظایفش اعم از مهم و غیر مهم از رویکردی یکسان و انعطاف ناپذیر استفاده می کند بدین معنی که از زاویه دید آدم کمالگرا کار حرفه ای و در آمد زا هیچ تفاوتی با یک کار تفننی چون زدن چمن ندارد چون مطلق نگری این آدم سبب می شود که به طور یکسان این نگرش خود را در باره هر کاری اعم ا ز مهم و غیر مهم اعمال کند با توجه به این واقعیت درد ناک و بر اساس قانون پارتو این شخص هرگز نمی تواند از دستاوردهای خود شکوفایانه و خود گسترانه یک آدم نرمال ( نسبی نگر و مطلق گریز ) بر خوردار شود زیرا این فرد با ابتدایی ترین اصول و مهارت های مدیریت آشنایی ندارد.تا پیش از آنکه متوجه دردم شده و در صدددرمان آن بر آیم در دوره دانشکده ام به ویژه در دوسال اول به علت عارضه کمالگرایی سعی می کردم که با دقیق شدن به جزئیات مطالب آموخته شده را به طور دقیق بر روی کاغذ آورم و این گرایش مطلق نگرانه ام اگر چه سطح نمرات درسی ام را قدری بالاتر می برد با این حال زمانی که خوب به هزینه های سنگین این عارضه دقیق شدم متوجه شدم که دستاورد این گرایش نسبی نگرم قانون پارتو را در همه جنبه های زندگیم اعمال کرده و پس از چندی متوجه شدم که نشاط و پویایی روحی حاصله از این قانون کاملا" محسوس بوده و این تحول دلچسب هر چه بشتر مرا به سوی ویژگی های نسبی نگرانه و راحت الحالانه سوق می داد . از کتاب راز شاد کامی ناب نوشته دکتر تالبن شاهر
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 2:10 توسط مهدی یقینی
|