من دو پدر داشتم که یکی پولدار و دیگری بی پول یکی از آنها تحصیلات عالیه داشت و بسیار با هوش بود وی دارای مدرک دکترا بود و چهار سال دوره لیسانس را ظرف کمتر از دو سال طی کرده بود . پدر دیگرم حتی کلاس هشتم را تمام نکرده بود هر دوی این مردان در زمینه شغلی خودشان که تمام زندگی شان را صرف آن کردند بسیار موفق عمل کردند هر دو ی آنها هم در آمد قابل توجهی داشتند . با این همه یکی از آنها از نظر مالی تمام عمر در گیر مشکلات بود دیگری هم یکی از ثروتمند ترین مردان هاوایی شد . / پدر بی پول : پول ریشه همه بدی هاست _ پدرپولدار : کمبود پول ریشه همه بدی هاست / پدربی پول : من از پس خرید فلان چیز بر نمی آیم _ پدر پولدار : چطور می توانم از پس هزینه فلان چیز بر بیایم ؟ / پدربی پول : خوب درس بخوان تا بتوانی در آینده شرکت خوبی پیدا کنی و در آن استخدام شوی _ پدر پولدار : خوب درس بخوان تا در آینده شرکت خوبی پیدا کنی و آنرا بخری / پدر بی پول : وقتی بحث بر سر پول است محتاطانه رفتار کن و خطری متوجه خودت نکن _ پدر پولدار : یاد بگیر چطور با خطر روبرو شوی / پدر بی پول : خانه ما بزرگترین سرمایه و دارایی مان است _ پدر پولدار : خانه من بزرگترین بدهی ام است و اگر تو فکر می کنی خانه تان سر مایه تان است پس گرفتار مشکل خواهید شد / پدربی پول : من به سختی برای دولت کار کرده ام و مستحق این مزایا هستم _ پدر پولدار : باید از نظر مالی کاملا" به خودت متکی باشی وی با ذهنیت مستحق دانستن خود مخالف بود وی تاکید می کرد که فرد باید از نظر مالی باید خود کفا باشد / پدر بی پول : تقلا می کرد تا شاید چند دلار ی پس انداز کند _ پدر پولدار : فقط سرمایه گذاری می کرد / پدر بی پول : من هیچ وقت ثروتمند نخواهم بود . این پیش  بینی به واقعیت هم پیوست _ پدر پولدار : همیشه خودش را پولدار می دانست وی می گفت من پولدارم و پولدار ها فلان کار را انجام نمی دهند حتی پس از اینکه به دنبال شکست مالی بزرگ دچار ور شکستگی کامل شده بود باز هم خودش را فردی ثروتمند می نامید . وی خودش را با گفتن این جمله تسلی می داد . بین آدم فقیر و ور شکسته یک فرق هایی هست ور شکستگی موقتی است اما فقر همیشگی / پدر بی پول : من به پول علاقه ا ی ندارم یا پول که مهم نیست _ پدر پولدار : پول یعنی قدرت / پدر بی پول : درس بخوان تا متخصص ؛ وکیل یا حسابدار بشوی یا برای بدست آوردن مدرک MBA به دانشگاه تجارت بروی _ پدر پولدار : درس بخوانم و مطالعه کنم تا پولدار بشوم تا بدانم پول چگونه کار می کند و کاری کنم که پول به نفع من به جریان بیفتد وی بارها و بارها می گفت که من برای پول کار نمی کنم بلکه پول برای من کار می کند. از کتاب پدر پولدار پدر بی پول نوشته رابرت کیو ساکی .