خودتان را برای آموزش مادام العمر عادت دهید

آموزش مستمر حداقل نیاز برای موفقیت در هر رشته ای است . هوش ، توانایی و ابتکار شما بیشتر از آن اندازه ای است که تا کنون استفاده کرده اید شما زرنگتر از آنی هستید که فکر می کنید . مانعی نیست که نتوانید آن را حل کنید و هدفی نیست که با استفاده از توان فکری و موفقیت خودتان به آن    دست یابید . ولی فکر شما شبیه ماهیچه است . فقط با استفاده کردن از آن قوی می شود وقتی می خواهید بدن سازی کار کنید روی ماهیچه های خود کار می کنید تا آنها ساخته شوند . برای اینکه هوش و ماهیچه های فکری شما تقویت شوند باید مغز خود را به کار بیندازید . خبر خوبی برای شما دارم ، هر چقدر بیشتر یاد بگیرید ، قدرت یاد گیری شما افزایش پیدا می کند ، مثلا" وقتی ورزشی را بیشتر تمرین می کنید ،  توانایی شما در آن ورزش افزایش پیدا می کند . هر چقدر خودتان را بیشتر به آموزش مداوم عادت دهید ، سهولت یاد گیری شما بیشتر می شود . رهبران ، علاقمندان یاد گیری هستند. آموزش مستمر کلید قرن 21 است . آموزش مادام العمر حد اقل نیاز برای موفقیت در رشته خودتان یا هر رشته دیگری است . همین امروز تصمیم بگیرید که دانشجوی حرفه خود شوید و بگویید که می خواهم آموختن را ادامه دهم تا بقیه عمرم بهترین باشم . سه کلید برای یاد گیری مادام العمر وجود دارند ، کلید اول مطالعه در باره رشته خود به مدت روزی حداقل 30 تا 60 دقیقه است . خواندن بری مغز مثل ورزش برای بدن است . اگر هفته ای یک کتاب بخوانید ، سالی 50 کتاب خواهید خواند . 50 کتاب در سال به 500 کتاب در 10 سال آینده تبدیل خواهد شد . چون بزرگسالان معمولا" سالی کمتر از یک کتاب می خوانند ، وقتی شما از روزی یک ساعت و هفته ای یک کتاب شروع کنید ؛ تاثیر شگفت انگیز آن را در پیشرفت خود بخوبی احساس خواهید . با روزی یک ساعت مطالعه به یکی از با   هوش ترین ، لایق ترین ، پر کار ترین و خوش حساب ترین فرد در زمینه کاری خود تبدیل خواهید شد . کلید دوم یاد گیری مادام العمر ، گوش دادن به برنامه های علمی و آموزش رادیویی اتومبیلتان می باشد . وقتی با اتومبیل از جایی به جای دیگر می روید ، از این برنامه های رادیویی می توانید استفاده کنید . بطور متوسط هر فردی سالی 500 تا 1000 ساعت پشت فرمان اتومبیل خود می نشیند . این زمان معادل 12 تا 24 هفته چهل ساعتی می باشد یا سه تا 6 ماه کاری که درماشین سپری  می کنید .به عبارت دیگر معادل یکی دو ترم دانشگاهی است .        

ادامه نوشته

21 راز موفقیت میلیونر های خود ساخته چگونه می توانید سریعتر از حد تصورتان استقلال مالی دست پیدا کنید

1- آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید . آرزوهای بزرگ در سر بپر ورانید . تنها آرزوهای بزرگ هستند که قدرت بر انگیختن روان انسانها را دارند " مارکوس آرلیوس"  2- جهت حرکت خود را به طرف هدف مشخص کنید . فرد با هدف معین حتی روی نا هموارترین جاده پیش خواهد رفت ولی فرد بدون هدف حتی روی هموارترین جاده نیز پیشرفتی نخواهد داشت " توماس کارلایل " 3- خودتان را خویش فرمای خود در نظر بگیرید . من ناخدای روانم هستم من حاکم سر نوشتم هستم "ویلیام هنلی " 4- کاری را انجام دهید که دو ست دارید . وقتی کاری را که واقعا دوست داری شروع می کنی ، هر گز آن کار را در روز دیگری از زندگیت انجام نخواهی داد ( کار امروز را به فردا نخواهی افکند ) " برایان تریسی " 5- در حد عالی کار کنید . کیفیت زندگی شما با عمق کیفیت کارتان سنجیده می شود . فرقی نمی کند که چه رشته ای انتخاب کرده باشید " ونیس لومباردی " 6- طولانی تر و سخت تر کار کنید . هر چه سخت تر کار کنم ، خوشبختی ام بیشتر خواهد شد . " جیمز تونر " 7- خودتان را برای آموزش مادام العمر عادت دهید . آموزش مستمر حد اقل نیاز برای موفقیت در هر رشته ای است . "دنیس ویتلی " 8- نخست به خودتان حقوق بدهید . بخشی از تمام آنچه که بدست می آورید مال شماست که آن را پس انداز کنید و اگر شما نتوانید پول پس انداز کنید ، جوانه های بزرگی در شما وجود ندارد " کلمنت استون " 9- همه مطالب و جزئیات مورد نیاز حرفه خود را بیاموزید . اگردر آنچه که کار می کنید بهترین باشید چیزی نیست که بتواند شمارا از کسب در آمد بیشتر و صعود پله های ترقی باز دارد " دان کندی 10- خودتان را وقف خدمت به دیگران بکنید . شما می توانید در زندگی هر چیزی را بخواهید به دست آورید بشرط آنکه به اندازه کافی به سایر افرادی که در رابطه با شما هستند کمک کرده باشید " زیک زیگلار" 

ادامه نوشته

بدهی ؛ تو رم ؛ باز نشستگی ؛ خلاصه

بدهی : " خانه بخر . خانه شما دارایی و بزرگترین سرمایه گذاری شما است . " مشورت دادن به بیشتر مردم برای سرمایه گذاری در یک خانه به آنها آموزش می دهدبه بانک بروند و بدهی بد بگیرند خانه یک بدهی است چون تنها پول از جیب شما خارج می کند . اغلب خانه شما بزرگترین سرمایه گذاری شما نیست ؛ بزرگترین بدهکاری شما است . چون پول به جیب شما واریز نمی کند . این حقیقت روشن تر از بحران اقتصاد کنونی نیست . آنهایی که چار چوب ذهنی سرمایه گذار و صاحب تجارت بزرگ دارند از بدهی برای خرید دارایی هایی مانند آپارتمان استفاده می کنند که برای آنها گردش نقدی ایجاد کند و پول به جیب آنها واریز کند نه اینکه از آنها پول بگیرد افرادی که چار چوب ذهنی سرمایه گذار و صاحب تجارت بزرگ را دارند تفاوت بین بدهی خوب و بد را می دانند تورم : " پس انداز کنید " هنگامی که مردم در بانک پس انداز می کنند ؛ سهوا باعث افزایش تورم می شوند که باعث کاهش ارزش پس اندازهای آنها می شود . به علت سیستم کسری معکوس بانکدرای ؛ بانک         می تواند پس انداز های فرد را گرفته ؛ چندین بار آنرا قرض داده و بهره بیشتری از آنچه پس انداز کننده از پس انداز خود دریافت می کند بگیرد به عبارت دیگر پس انداز کنندگان باعث کاسته شدن قدرت خرید خود می شوند . هر چه بیشتر پس انداز کنند ؛ تورم بیشتر افزایش می یابد . برخی تورم ها بهتر از تنزل قیمت هستند که بسیار مخرب و متوقف کردن آنها سخت است . مسئله این است که بسته ی خروج و تشویقی باعث توقف تنزل قیمت نشده و دولت ناچار به چاپ پول می شود در نتیجه دچار تورم بیش از حد می شویم و آنگاه پس انداز گنندگان واقعا بزرگترین بازندگان خواهند بود . برای هر دلاری که پس انداز می کنید ؛ به بانک اجازه می دهید پول بیشتری چاپ کند . هنگامی که این مفهوم را درک کنید ؛ می بینید چرا آنهایی که آموزش مالی دیده اند از مزیت نا عادلانه ای سود می بردند .

ادامه نوشته

زمان و پول تغییر می کنند

" اگر پس انداز کنید ؛ پول خواهید داشت . برای روز مبادا پس انداز کنید . هر سنتی که پس انداز کنید یک سنت بدست آورده اید ." این ها درس هایی هستند که پدر و مادرمان در مورد پول به فرزندان خود می آموزند . متاسفانه ؛ یک مشکل بزرگ در مورد آنها وجود دارد . " پس انداز کنید " این است که قبلا درست بوده یک یا دو نسل پیش ؛ پس انداز کردن کار عاقلانه ای بود . می توانید مقدار مشخصی از پول را کنار گذاشته و طبق آن باز نشسته شوید . پدران یا پدر بزرگ های شما احتمالا این کار را انجام داده و موفق شده اند . اما آنچه برای آنها موفقیت آمیز بوده در اقتصاد امروز برای شما مناسب نخواهد بود . برای درک این موضوع باید تاریخجه پول را درک کنید . در سال 1971 ؛ ریچارد نیکسون ایالات متحده را از معیار طلا خارج کرد ؛ سیستمی که هر دلار در اقتصاد آمریکا بر اساس ارزش طلایی بود که کشور در اختیار داشت . هنگامی که نیکسون این کار را انجام داد . اقتصاد را ناپایدار کرد و تورم و چند عامل دیگر ثاثیر گذار بر قدرت دلار آغاز شدند . پیش از 1971 پول پول بود و پشتوانه آن ارزش طلا بود . اگر هر سال 10 درصد از در آمد خود را پس انداز می کردید ؛ تبدیل به مبلغ کافی برای         باز نشستگی می شد . پس از 1971 ؛ پول به واحدی تبدیل شد که پشتوانه آن فقط امید و اعتبار خوب ایالات متحده بود و بدون داشتن پشتوانه ی طلا هر لحظه امکان داشت دچار نوسان ارزش شود . به همین دلیل است که نوسانات و افت و خیز های زیادی در اقتصاد بوجود آمده است پول واقعی : پول چیزی است که ارزش خود را دارد مفهومی متفاوت از وجه رایج است که نشانگر ارزش آن می باشد . هنگامی که آمریکا پشتوانه طلا را برداشت ؛ دلار های آمریکا واقعا از پول بودن خارج و تبدیل به وجه شدند . پول چیزی است که ارزش خود را حفظ می کند وجه دچار نوسان در ارزش می شود و دلار آمریکا از سال 1971 همچنان ارزش خود را از دست می دهد . امروزه پس انداز کنندگان بازنده هستند . چرا ؟ زیرا سودی  

ادامه نوشته