پنج قانون طلایی

1 - سکه های طلا شادمانه به سمت فردی سرازیر می شو ندکه یک دهم از در آمدش را برای ایجاد یک و ضعیت پایدار برای خود و خانواده اش و تامین آتیه پس انداز کرده باشد . 

2 - سکه های طلا سر سختانه و به طور دائم برای مالک عاقل خود کار می کنند تا به کسب و کار او رونق دهند  سپس همانند گله های داخل مزرعه تکثیر می شوند .

3 - سکه های طلا به مالک محتاط که همیشه سرمایه خود را پس از مشاوره با افراد عاقل سرمایه گذار کرده وفادار می مانند .

4 - سکه های طلا از کسانی که سرمایه خود را در کسب و کارها یا اهداف ناآشنا یا مواردی که افراد عاقل و با درایت آن ها را تایید نکرده اند سرمایه گذاری می کنند گریزان هستند .

5 - سکه های طلا از کسانی که به دنبال کسب در آمد های محال هستند یا گول افراد کلاهبردار را می خورند یا شیفته پیشنهادات جذاب اما تهی می شوند یا کسانی که سرمایه خود را فقط بر اساس دانش خودشان و بدون مشورت سرمایه گذاری می کنند گریزان هستند . از کتاب ثروتمندترین مرد بابل نوشته جورج ساموئل گلاسون

هفت راه حل برای درمان کیف پول لاغر

نخستین راهکار - چاق کردن کیف پول را شروع کنید 

راهکار دوم - مخارج را کنترل کنید

راهکار سوم - ذخیره طلای خود را چند برابر کنید .

راهکار چهارم - گنج خود را در برابر زیان ها حفاظت کنید .

راهکار پنجم - فقط برای سرمایه گذاری سودمند اقدام کنید .

راهکار ششم - در آمد آینده خود را تضمین کنید .

راهکار هفتم - توانایی خود در کسب در آمد افزایش دهید. 

موارد زیادی هست که زندگی یه مرد رو معنا دار و بزرگ می کنند ؛ در ادامه به برخی از اون ها اشاره می کنم . یه مرد باید بدهی های خودش رو تمام و کمال و در اولین فرصت ممکن پرداخت کنه ؛ هرگز وامی که قادر به باز پرداخت اون نیست   دریافت نکنه ؛ یه مرد باید از خانواده خودش حمایت کنه تا اینکه افراد خانواده هم به نیکی از آن مرد یاد کرده و همیشه خاطره خوبی از او داشته باشند . یه مرد باید همیشه وصیت نامه داشته باشه تا اگر خدایان اون رو به جهان دیگر بردند تقسیم اموال با احترام و تناسب کامل انجام بشه . یه مرد باید همیشه نسبت به کسانی که آسیب دیده هستند یا مشکلاتی رو به دلیل سرنوشت بد تحمل می کنند ؛ مهربان باشه و به اون ها کمک کنه ؛ یه مرد باید همیشه به عزیزانش توجه کنه و رفتاری از روی عقل و درایت داشته باشه . از کتاب ثروتمند ترین مرد بابل نوشته جورج ساموئل گلاسون 

طرح تاریخی بابل

با گذشت هزاران سال ؛ دیوار های پر غرور معابد آن با خاک یکسان شدند اما خرد مردم بابل همچنان پا بر جا مانده است .

پول معیاری است که موفقیت های زمینی را با آن می سنجند . 

پول ؛ لذت بردن از مواهب زمینی میسر می کند .

پول به وفور در اختیار افرادی قرار می گیرد که قوانین ساده حاکم بر کسب در آمد را       می دانند .

قوانین حاکم بر پول هنوز هم همان مواردی هستند که مردمان خیابان های بابل در شش هزار سال پیش با آن ها آشنایی داشتند .

از کتاب ثروتمندترین مرد بابل نوشته جورج ساموئل گلاسون  

 

کارخانه را چه کنیم ؛ مطالعه موردی : موتو رو لا و نوکیا

مدیر عامل جدید بست بای برند اندرسون یک استراتژ یست با هو ش است او که چشم تیزی برای لحظات کلیدی تکامل شرکتش دارد زمانی را عنوان کرد . " به جای آ نچه می خواستیم بفروشیم چیری را فروختیم که مردم می خواستند بخرند ؛ سپس تشخیص دادیم جطور به این شیوه در آمد زا یی کنیم هر بار که با مشتریان گفتگو می کردیم از ما می خواستند مسیری را دنبال کنیم که مشخص شد سخت ترین مسیر پیش روی ماست و هر بار آ ن مسیر ؛ مسیر درستی بود ". بست بای می توانست همان کاری را بکند که سایر خرده فروشان تجهیزات الکترونیک منطقه ا ی در مقابل یک افت فروش می کنند خرید کمی آگهی بیشتر در روزنامه ها بازی با قیمت تعدیل نیرو و نالیدن و کاهش هزینه ها در عوض بست بای انتخاب کرد مسیر سخت تری را دنبال کند ؛ مسیری که به تجربه چشمگیری برای مشتری می رسید در ابتدا ا ین شبیه راهی طولانی تر و کند تر برای رشد کسب و کارشان می نمو د ؛ اما حالا که به گذشته می نگریم می بینیم که خیلی سریع تر ( و خیلی ارزان تر ) از انجام یک مشت آگهی کسل کننده و در جا زدن بود . چشمگیر ؛ همیشه در باره تغییر بزرگ ترین ماشین در کارخانه تان نیست بلکه می تواند در شیوه پاسخ گو یی به تلفن تان ؛ راه ا ندا زی برند جدید یا قیمت گذاری آ پدیت نرم افزارتان باشد. پرورش عادت انجام کار" نا ا یمن" هر بار که فرصتش  را داشته باشید بهترین راه یاد گیری پیش بینی است شما عملا می بینید چه چیزی نتیجه می دهد و جه جیزی بی فایده است 

مطالعه موردی موتورو لا و نوکیا

چه فکر می کنید ؟ تلفن های همراه حالا کسل کننده هستند امروزه تقریبا تمام آن ها که به تلفن نیاز دارند ؛ یک گوشی دارند اغلب آن هایی که یک گوشی می خواهند نیز این محصول را در اختیار دارند شرکت هایی که این انقلاب را به وجود آوردند حالا دچار یک مشکل هستند : قدم بعدی چیست ؟ آن ها چه چیزی را باید درون یک گوشی کار بگذارند تا بتوانند توجه مردم را جلب کنند ؟ آیا حالا می توان گوشی چشمگیری را ساخت ؟ آنچه هر دوی این شرکت ها کشف کرده اند این ا ست که گو شی های کو چک تر دیگر مهیج نیستند ؛ پس آن ها به چه چیز جدیدی نیاز دارند . نوکیا همین اواخر یک گوشی 21 هزار دلاری به نام ورتو را به بازار عرضه کرد که نه تنها یک گوشی ؛ بلکه یک جواهر چشمگیر نیز بود همزمان هر دو شرکت دارند روی گوشی های یک بار مصرفی کار می کنند که امیدوارند به شکل چشمگیری ارزان باشند در یک مسیر کاملا متفاوت ؛ هر دو شرکت در تلاش هستند تلفن هایی را بازار یابی کنند که عکس را ارسال می کنند البته فرستنده و گیرنده هر دو باید از این نوع گوشی داشته باشند اما می تواند چیز جالبی باشد . منتها واقعیت تلخ این است که دستیابی به توجهی که بازار پنج سال پیش به این محصولات می کرد شا ید حالا زمان بیشتری ببرد گاو بنفش اتاق را ترک کرده و شرکت های تلفن همراه کار زیادی در این باره از دست شان ساخته نیست از کتاب گاو بنفش نوشته ست گادین 

چه کسی اهمیت می دهد

شما نمی تو ا نید مردم را وادا ر به گو ش کردن کنید ؛ اما می توا نید تشخیص دهید و قتی حرف می زنید ؛ احتمالا چه کسی دارد به شما گوش می دهد و سپس با ابداع ترکیب درستی از p ها صحت پیشنهادتان را بر سرشان جار بزنید . حتی اگر کسی دارد به شما گو ش می دهد پیشنهاد شما مبنی بر " کمی ارزان تر " ؛ " کمی بهتر " یا " کمی آ سان تر " فقط هدر دادن وقت ا ست . عطسه کنندگان اثر گذار ؛ آ ن ها یی  که دچار مشکلی هستند ؛ فقط در صورتی حاضر به شنیدن داستان تان هستند که واقعا چشمگیر باشد در غیر اینصورت دیده نمی شو ید .

سوال " چه کسی گوش می دهد ؟ " نه تنها عامل اصلی پیش برنده مو فقیت محصولات است ؛ بلکه وضعیت تمام بازار را در دست دارد . برای یک لحظه موسیقی کلا سیک را در نظر بگیرید ؛ صنعت موسیقی کلا سیک رسما مرده است . شرکت های بزرگ دارد لطمه می بینند و به شکل بی سابقه ای از شمار تماشاچیان کنسرت ها کاسته می شود و تقریبا هیچ اثر تجاری مهمی سروده یا ضبط نمی شود . چرا ؟ چون کسی گو ش  نمی دهد . عطسه کنندگان اثر گذار از قبل ؛ تمام         مو سیقی که برای همیشه می خو ا هند را خریده اند هر چیز قدیمی که ا رزش ضبط  شدن را دا شته ضبط شده ؛ در نتیجه عطسه کنندگان دست ا ز نگاه  کردن بردا شته ا ند. ا ز کتاب گاو بنفش نوشته ست گاردین