چه کسی اهمیت می دهد

شما نمی تو ا نید مردم را وادا ر به گو ش کردن کنید ؛ اما می توا نید تشخیص دهید و قتی حرف می زنید ؛ احتمالا چه کسی دارد به شما گوش می دهد و سپس با ابداع ترکیب درستی از p ها صحت پیشنهادتان را بر سرشان جار بزنید . حتی اگر کسی دارد به شما گو ش می دهد پیشنهاد شما مبنی بر " کمی ارزان تر " ؛ " کمی بهتر " یا " کمی آ سان تر " فقط هدر دادن وقت ا ست . عطسه کنندگان اثر گذار ؛ آ ن ها یی  که دچار مشکلی هستند ؛ فقط در صورتی حاضر به شنیدن داستان تان هستند که واقعا چشمگیر باشد در غیر اینصورت دیده نمی شو ید .

سوال " چه کسی گوش می دهد ؟ " نه تنها عامل اصلی پیش برنده مو فقیت محصولات است ؛ بلکه وضعیت تمام بازار را در دست دارد . برای یک لحظه موسیقی کلا سیک را در نظر بگیرید ؛ صنعت موسیقی کلا سیک رسما مرده است . شرکت های بزرگ دارد لطمه می بینند و به شکل بی سابقه ای از شمار تماشاچیان کنسرت ها کاسته می شود و تقریبا هیچ اثر تجاری مهمی سروده یا ضبط نمی شود . چرا ؟ چون کسی گو ش  نمی دهد . عطسه کنندگان اثر گذار از قبل ؛ تمام         مو سیقی که برای همیشه می خو ا هند را خریده اند هر چیز قدیمی که ا رزش ضبط  شدن را دا شته ضبط شده ؛ در نتیجه عطسه کنندگان دست ا ز نگاه  کردن بردا شته ا ند. ا ز کتاب گاو بنفش نوشته ست گاردین 

 

 

 

 

چهار فصل

و قتی با دیوید سوئنسن ؛ مدیر سرمایه گذاری دانشگاه ییل صحبت می کردم او به من گفت " خرد غیر متعارف تنها راه رسیدن به موفقیت است . " با پیروی کردن از بفیه ؛ شما هیچ شانسی نخواهید داشت . اغلب اوقات مردم یک توصیه یا طرز تفکر را بارها و بارها می شنوند و به همین دلیل آن را با حقیقت اشتباه می گیرند ؛ اما این خرد نامتعارف است که همیشه منجر به رسیدن به حقیقت و اغلب منجر به مزیت و سود رقابتی می شود . اینجا جایی است که قسمت دوم خرد نا متعارف ری برملا می شود " تونی وقتی به عقب باز می گردیم ؛ می بینیم که تنها یک چیز کاملا" قطعی وجود دارد و ان این است که هر سرمایه گذاری ؛ یک محیط ایده آل ویژه دارد که در آن شکو فا می شود . به عبارت دیگر برای هر چیزی یک فصل مناسب وجود دارد ." به طور خلاصه ؛ جه فصلی یا کدام شرایط محیطی می تواند فدرت مندانه قیمت مسکن را هدایت کند ؟ پاسخ تورم است . اما در سال 2009 ما با تقلیل قیمت مواجه شدیم . زمانی که قیمت ها پایین آمدند بسیاری از دارندگان وام مسکن ماندند و وام هایی که ارزش آن بیش از خانه ها بود . تقلیل قیمت ها ؛ ارزش این نوع سرمایه گذاری را کاهش می دهد . در مورد سهام چطور ؟ آن ها نیز در طول تورم خوب عمل می کنند همراه با تورم قیمت هابالا می رود قیمت های بالاتر بدین معناست که شرکت ها فرصت دارند تا سود بیشتری کسب کنند و افزایش در آمد به معنای رشد در قیمت سهام است . این مسئله در طول زمان ثابت شده است . قضیه ی اوراق قرضه فرق می کند . برای مثال اگر ما فصلی از تقلیل قیمت ها را داشته باشیم ؛ که همراه با سقوط نرخ بهره است قیمت    اوراق قرضه افزایش خواهد داشت سپس ری از مهم ترین و ساده ترین تفاوت پرده برداشت . تنها 4 چیز ؛ قیمت دارایی را حرکت می دهد . 1 - تورم 2 - فروکش یا تقلیل قیمت ها 3 - افزایش رشد اقتصادی 4 -  کا هش رشد اقتصادی . دید گاه ری ؛ 4 فصل اقتصادی یا شرایط احتمالی را لیست می کند ؛ که در نهایت بر بالا یا پایین رفتن سرمایه ها ( قیمت دارایی ها) تاثیر گذار خواهد بود ( بر خلاف طبیعت ؛ فصلها ترتیب از پیش تعیین شده ای ندارند ) : 1 - بالاتر از تورم مورد انتظار (قیمت های فزاینده ) 2 - پایین تر از تورم مورد انتظار ( یا تقلیل قیمت ) 3 - بالاتر از رشد اقتصادی مورد انتظار 4 - پایین تر از رشد اقتصادی مورد انتظار . از کتاب پول فقط هفت گام ساده برای رهایی از دغدغه های مالی نوشته آنتونی رابینز

قانون وارن بافت

تخصیص دارایی مهارت مهمی است که می تواند شما را از 99 در صد مابقی سرمایه گذاران جدا کند حدس بزنید چه می شود ؟ حتی هری مارکو و ینر برنده ی جایزه نوبل ؛ پدر تئوری سبد سهامی مدرن را که برای مصاحبه این کتاب نزدش رفتم ؛ نقل قول کند . او جمله ی مشهور دارد : " تنوع تنها ناهار مجانی بازار سرمایه گذاری است . " چرا ؟ چون پراکنده کردن پول تان در میان سرمایه گذاری های مختلف ریسک تان را کاهش و افزایش سود را طی زمان افزایش داده و برای تان اصلا" هزینه ای ندارد . همگی ما این مثل قدیمی را شنیده ایم که " همه تخم مرغ هایت را در یک سبد نگذار " بسیار خوب ؛ تخصیص دارایی شما در برابر تصمیم گیری های مالی اشتباه محافظت می کند . قانون ساده ای به نظر می رسد ولی چند نفر را می شناسید که آن را نقض کرده اند ؟ درس اصلی و ساده ی سرمایه گذاری چیست ؟ آن چه افزایش می یابد پایین خواهد آمد . ری دالیو صراحتا" به من گفت : " تقریبا" مشخص است که هر جایی که پولتان را سرمایه گذاری کنید ؛ روزی می آید که 50 در صد تا 70 درصد آن را از دست خواهید داد ." ای داد .    فقط در طی دهه ی گذشته ؛ 2 سقوط بازار نزدیک 50 در صد را تجربه کردیم . با این وجود شما از این طوفان ها بدون هیچ خدشه ای به ساحل رسیدید و هنوز سود مرکب سالانه ای کم تر از 10 درصد هم دریافت کرده اید .مو قعیتی فرضی را شرح نمی دهم . آن چه برای تان توصیف می کنم ؛ سبد سرمایه گذاری واقعی ؛ یک تخصیص دارایی واقعی ؛ یک تخصیص دارایی خاص است که ری دالیو طراحی کرده است . به زودی فرمول واقعی آن را نشان می دهم که این نتایج حیرت انگیز و دیوانه کننده را به وجود آورده است ولی قبل از آن که بتوانید از آن استفاده کنید ؛ باید قوانین اصلی را که در این فصل ارائه شده بفهمید :     قانون 1 - پول از دست ندهید قانون 2 - قانون 1 را درک کنید .

قانون سرمایه گذاری وارن بافت : هر چه بگویم کم است : آدم های خوب اغلب شکست می خورند ؛ چون آن ها کار درست را در زمان اشتباه انجام می دهند .

خرید خانه کار درستی است یا نه ؟ اغلب متخصصان با این نظر موافقند ولی در سال 2006 زمان مناسبی برای خرید خانه نبود . بنابر این اگر همگی ما قرار است گاهی اشتباه کنیم پولمان را کجا بگذاریم ؟ این جایی است که تخصیص دارایی وارد می شود . این جا طرز فکر دیگری هم هست . تخصیص دارایی مجموعه ای از اصول راهنما را ارائه می دهد : فلسفه سرمایه گذاری برای کمک به تصمیم گیری تان که سرمایه بودجه آزادی تان و پس انداز تان را کجا قرار دهید و یا به چه نسبتی ؟ از کتاب پول فقط هفت گام ساده برای رهایی از دغدغه های مالی نوشته آنتونی رابینز

هفت گام ساده : فهرستی برای موفقیت شما

گام اول : مهم ترین تصمیم مالی زندگی خود را بگیرید.

گام دوم : به یک فرد خبره و آشنا به اسرار بدل شوید ؛ پیش از شروع بازی از قوانین آگاه شوید .

گام سوم : بازی را قابل برد کنید .

گام چهارم : مهم ترین تصمیم سرمایه گذاری زندگی خود را بگیرید .

گام پنجم : برنامه در آمد مادام العمر خود را ایجاد کنید .

گام ششم : مانند یک هزارم در صد سرمایه کذاری کنید .

گام هفتم : عمل کنید ؛ لذت ببرید و دیگران را در این لذت شریک کنید . از کتاب پول فقط هفت گام ساده برای رهایی از دغدغه مالی نوشته آنتونی رابینز

سرمایه گذاری هو شمند

ثروت نهایت و هدف زندگی نیست ؛ بلکه ابزاری برای زندگی است .    هنری وارد بیچر 

همان طور که در این مسیر پیش می رفتم ؛ متوجه شدم که ماموریتم کا ملا " تغییر کرده است . در هر مرحله ای این مسیر ؛ ابزارها ؛ فرصت ها و محصولات سرمایه گذاری را که در دسترس مولتی میلیاردرها قرار دارد کشف می کردم و مردم عادی هر گز در مورد آن ها نشنیده اند جالب اینجاست که بعضی از آن ها ریسک خیلی کم یا محدودی دارند که به "ریسک / سود نامتوازن " معروف اند  بدین معنا که سرمایه گذاران درازای ضرر و زیان بسیار کم ؛ سود با لقوه و بالایی را به دست می آورند و این همان چیزی است که به آن  " پول هوشمند " می گویند شناخت این فرصت ها و سود بردن از آن ها برایم بسیار جالب بود . از کتاب پول فقط هفت گام ساده برای رهایی از دغدغه مالی نوشته آنتونی رابینز 

 

سرمایه گذاری مجدد

علت اینکه بسیاری از مردم نمی توانند سرمایه زیادی تولید کنند این است که در درآمد حاصل از تجارت خود مجدد سرمایه گذاری نمی کنند .

تاجر واقعی هرگز از سرمایه گذاری و سرمایه گذاری مجدد دست بر نمی دارد تا تجارتش ساخته شود . علت اینکه بسیاری از مردم قادر نیستند سرمایه تولید کنند این است که مجدد در در آمد خود سرمایه گذاری نمی کنند

از کتاب تجارت در قرن بیست و یکم نوشته رابرت کیوساکی

سرمایه گذاری مجدد در تجارت

کلید آ ن این است که از تجارت خود به عنوان منبعی برای در آمد زایی و خرج و مخارج زندگی استفاده نکنید . بسیاری از بازار یاب های شبکه ای ؛ که وارد این کار می شوند ؛ نخست این اشتباه را می کنند و به محض تولید در آمد آن را خرج می کنند و به هزینه های زندگی خود می افزایند . خرید خودروی  دوم ؛ خرید خانه ای بزرگ تر ؛ رفتن به تعطیلات گران قیمت و از این قبیل هزینه ها . چرا چنین می کنند ؟ علتش این نیست که احمق هستند ؛ حتی افرادی بسیار با هوش و دانا را دیده ام که چنین کاری    می کنند علت فقط یک چیز است ؛ بسیاری از این افراد هنوز در گروه کارمندان کار می کنند ؛ نفس    می کشند و فکر می کنند . اگر می خواهید ثروت تولید کنید ؛ باید مانند گروه تاجران و سرمایه گذاران فکر کنید . نخست ؛ شغل هر روزه خود را داشته باشید . هدف این نیست که تجارت جای شغل کنونی شما را بگیرد ؛ در این صورت تجارت شما مانند شغلی تازه است . هیچ وقت از این راه ثروت ایجاد    نمی شود . بر عکس ؛ وقتی تجارت جدید شما در آمد دارد ؛ فوری گام دوم را بر دارید ؛ در همان در آمد مجدد سرمایه گذاری کنید تا باز هم رشد کند . شاید این سوال مطرح شود " نمی خواهم شغل روزانه داشته باشم . از اینجا کار کردن متنفرم نمی خواهم مانند کارمندان فکر کنم . " علت اینکه بسیاری از مردم نمی توانند سرمایه زیادی تولید کنند این است که در در آمد حاصل از تجارت خود مجدد سرمایه گذاری نمی کنند. بسیار خب پس می خواهید از گروه کارمندان خارج شوید و کار خود را رها کنید . شاید از شغلتان متنفر هستید . شاید مانند بسیاری از افراد حرفه ای به شغل خود علاقه دارید ؛ اما   نمی خواهید هفته ای 40 ؛ 50 یا 60 ساعت کار کنید . به هر دلیل واقعیت این است اگر تمام در آمد تجارت جدید را ماهانه خرج کنید ؛ پس تجارت نساخته اید؛ بلکه برای خودتان شغل دیگری فراهم کرده اید . تاجر واقعی هر گز از سرمایه گذاری مجدد دست برنمی دارد تا تجارتش ساخته شود . علت اینکه بسیاری از مردم قادر نیستند سرمایه تولید کنند این است که مجدد در در آمد خود سرمایه گذاری نمی کنند . از کتاب تجارت در قرن بیست و یکم نوشته رابرت کیوساکی    

 

چها ر گام ساده من برای استقلال مالی

من و همسرم کیم می توانستیم بدون کار کردن ؛ بدون یاری گرفتن از دولت و بدون خرید و فروش سهام و بدون سرمایه گذاری در صندو ق های سرمایه گذاری مشترک باز نشسته شویم . چرا تجارت سهام و صندوق های سرمایه گذاری مشترک را انتخاب نکردیم ؟ چون چنین کاری ریسک زیادی می خواهد و به نظر من صندوق سرمایه گذاری مشترک یکی از ریسک دارترین انواع سرمایه گذاری است . من و کیم طرح ساده چهار رقمی را ؛ برای اینکه در جوانی پولدلر شویم ؛ استفاده کردیم . از 1985 تا 1994 ؛ حدود نه سال طول کشید تا از نظر مالی آزاد و باز نشسته شویم . حتی یک سهام هم نخریدیم . این چهار مرحله عبارتند از :

1- ایجاد تجارت ؛    2- سرمایه گذاری مجدد در تجارت ؛     3 - سرمایه گذاری در ملک و املاک ؛     

4 - خرید اشیای لوکس با استفاده از دارایی خود .                                                                          از کتاب تجارت در قرن بیست و یکم  نوشته رابرت کیو ساکی

چگونه تفاوت میان دارایی را از حفره ای داخل زمین را بفهمیم ؟

معنای لغت نامه را برای واژه " دارایی" فرامو ش کنید به جهان واقعی قدم بگذاریم " دارایی " چیزی است که برای شما کار می کند ؛ بنابر این نیازی نیست با دارایی ای که دارید تا آخر عمر کار کنید . پدر بی پول همیشه می گفت : برای یک شغل کار کن . اما پدر پولدار می گفت : " دارایی بساز " قدرتمند ترین         مو ضوع زندگی تاجران این است که زمانی که شغلی ایجاد می کنید ؛ در حقیقت برای خود دارایی       می سازید . در تجارت پدر پولدار ؛ ما دفاتری در سراسر جهان داریم . کار کنم ؛ خواب باشم یا گلف بازی کنم ؛ پول دارم و حساب بانکی ام پر می شود . این در آمد غیر فعال است . در آمد باقی مانده . بنابر این برای یک شغل سخت کار نمی کنم ؛ در حقیقت برای ایجاد دارایی سخت کار می کنم . به عبارتی مانند شخصی ثروتمند فکر می کنم ؛ نه مانند فردی از طبقه کارمند یا کارگر. از کتاب تجارت در قرن بیست و یکم نوشته رابرت کیوساکی 

 

چگونه یک بانکدار تفاوت بین احمق و کیمیا گر را می داند ؟ (سر طان مالی)

این کتا ب را در 1979 هنگام بررسی صورت های مالی شخصی و کاری ام با پدر پولدار نوشتم . یکی از نظرات ا و امروز هنوز هم مناسب است . پدر پولدار همان طور که صورت های مالی مرا بررسی می کرد ؛ گفت : " جهان پر از احمق ها و کیمیا گران است . احمق ها پول نقد را به زباله و کیمیا گران زباله را به پول نقد تبدیل می کنند . تو و شرکای ات احمق اید ؛ نه کیمیاگر. شما پسرها تجارتی راه انداخته و پول نقد را به زباله تبدیل کرده اید . پاسخ دادم : " اما بانکدارمان گفت پول بیشتری به ما قرض می دهد . نمی توانیم او ضاع را بدتر کنیم . " پدر پولدار با خود خندید؛ سپس گفت : " بانکداران هم به احمق ها هم به کیمیاگران پول قرض می دهند . بانکداران واقعا" تا زمانی که پولشان را به آ ن ها برگردانید اهمیتی نمی دهند در مرحله دوم ؛ اگر یک احمق باشید ؛ بهره ی  بالا تری پرداخت می کنید . هر چه احمق تر باشید ؛ نرخ بهره ی بالا تری می پردازید . بنابر این بانکداران شما پسرها را دوست دارند کسب و کار شما در آمد زیادی دارد و شما پسر ها این پول نقد را به زباله تبدیل می کنید . این امور مالی نشان می دهدکه شما پسرها از یک سو کیمیا گر و از سوی دیگر احمق هستید . چرا یک بانکدار به شما وام ندهد ؟ مشکل این است که شما پسرها در حال ورشکست شدن اید به جای سرمایه گذاری مجدد در کارتان در ستون مسئو لیت های صورت های مالی تان می بینم که روی یک پورشه دو مرسدس و یک جگوار سرمایه گذاری کرده اید. به نرخ بهره هایی که برای این اتومبیل ها پرداخت       می کنید نگاهی بیندازید . جای تعجب نیست ؛ بانکدارتان شما را دوست دارد و هیچ جای تعجبی ندارد که ورشکسته شده اید . شما پسرها هنگام رانندگی در اتومبیل های پر زرق و برق خود باید خوب به نظر بیایید . مطمئن هستم که زن ها عاشق شما هستند . اما وقتی به امور مالی شما نگاه می کنم ؛ می بینم  سرطان مالی دارید . امور مالی شما به من می فهماند احمق اید نه کیمیاگر . ظا هرا" تمام چیز هایی را که به شما آموخته ام فراموش کرده اید . از کتاب رسالت پدر پولدار نوشته رابرت کیوساکی